حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
65
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
علىّ بن ابيطالب براى سركوبى اين جماعت بهمراهى عبد اللّه بن العباس پسر عمّ حضرت رسول و عمّار بن ياسر و برادر عايشه يعنى محمد بن ابى بكر و سه پسر خود حسن و حسين و محمّد بن الحنفيه از مدينه بكوفه آمد و آنجا را مركز لشكر خود قرار داده به طرف بصره پيش راند . جنگ بين دو طرف در نزديكى بصره در محلّى كه خريبه نام داشت در نيمهء جمادى - الاخرى سال 36 اتفاق افتاد و شكست بر سپاه شورشيان افتاد . طلحه را در اين واقعه مروان بن الحكم به زخم تيرى كشت زيرا كه او اين مرد را در قتل عثمان شريك و مسؤل ميدانست ، زبير هم بمدينه گريخت و در راه بقتل رسيد ليكن عايشه همچنان بر جمل خود سوار بود و مقاومت ميكرد بالأخره امير المؤمنين على امر داد تا شتر او را پى كردند و عايشه بر زمين افتاد برادرش محمّد بن ابى بكر بفرمان على او را ببصره برد و از آنجا بمدينهاش فرستاد . در نتيجهء فتح خريبه عراق و ايران و يمن و حرمين بار ديگر همه تحت بيعت و اطاعت على بن ابيطالب درآمد و مصر و افريقيه هم كه از سابق طرفدار خلافت على بن ابيطالب بودند فرمان او را گردن نهادند فقط از اين ميان شام تحت حكومت معاويه زير اين بار نرفت و مردم آن باغواى بنى اميه جدّا عزل على و خلافت معاويه را خواستار بودند . وقعهء صفّين در سال 37 بعد از فتح جمل امير المؤمنين على كس پيش معاويه فرستاد و او را ببيعت خود خواند ليكن معاويه ابا كرد و بتشويق عمرو عاص كه از فلسطين نزد او آمده بود كمر جنگ با على بن ابيطالب را بست . عمرو عاص به اين شرط جانب معاويه را گرفت كه معاويه پس از غلبه حكومت مصر را به او واگذارد . معاويه هم كه خود از مردان سياسى و داهيان معروف عرب است عمرو عاص را كه نيز به اين صفت اشتهار داشت با قبول تكليف او به طرف خود جلب كرد سپس از مردم شام بعنوان اميرى بيعت گرفت و مهياى كارزار با خليفهء مسلمين گرديد . على بن ابيطالب به قصد معاويه و معاويه بعزم جلوگيرى از امير المؤمنين هر دو از